درد مزمن به دردی گفته میشود که بیش از سه ماه ادامه یافته باشد و دیگر نقش هشداردهندهاش را از دست داده است. بر اساس مطالعات بینالمللی، حدود بیست درصد بزرگسالان در مقطعی از زندگی با درد مزمن دستوپنجه نرم میکنند و این حالت میتواند کیفیت خواب، خلقوخو، عملکرد شغلی و روابط اجتماعی را بهشدت کاهش دهد. درمان تکبعدی با دارو یا تنها یک تکنیک فیزیکی، معمولاً پاسخ کافی به این پیچیدگی نمیدهد.
در کلینیک فیزیوتراپی هویزه، مدیریت درد مزمن بر پایه مدل زیستی-روانی- اجتماعی طراحی میشود؛ یعنی همزمان به بافت آسیبدیده، الگوی حرکتی، باور بیمار درباره درد و عوامل سبک زندگی توجه میکنیم. در این مقاله، ابعاد اصلی این رویکرد چندوجهی را مرور میکنیم.
چرا مدل چندوجهی برای درد مزمن؟
تحقیقات نشان دادهاند که در درد مزمن، حساسیت سیستم عصبی مرکزی افزایش مییابد (Pain Sensitization). یعنی یک محرک کوچک نیز در مغز بهعنوان تهدید بزرگ تفسیر میشود. در این حالت، درمان نقطهای بافت معمولاً کافی نیست، زیرا مسئله اصلی در پردازش درد در مغز است. به همین دلیل، مداخله باید شامل کاهش حساسیت مرکزی (با تمرین هوازی، تمرینات اعصاب-عضله، و در صورت نیاز دارو)، اصلاح الگوی حرکتی، آموزش بیمار درباره ماهیت درد و کنترل عوامل روانی مانند اضطراب و کATABOLISM باشد.
مدل چندوجهی به بیمار کمک میکند از پسیویت (منفعل بودن) به کنشگری برسد و خود بخشی از تیم درمان شود. این تغییر نگرش، خود یکی از قویترین پیشبینی کنندههای بهبودی در درد مزمن است.
اجزای برنامه درمانی چندوجهی
۱